بخشی از کتاب نامه ای به دوستم از دکتر علی شریعتی

چه خوشبخت است آنکه کسی را دوست میدارد ، عشق می ورزد . او بر روی زمین ، درمیان کوچه و بازار و انبوه سایه هایی که چون اشباح خیالی میگذرند ، یکی را می بیند . احساس می کند که در میان این خلوت خالی ، یکی وجود دارد . هرجا او نیست ، کسی نیست ، هیچکس را نمی بیند ، تنهایی است و خلوت و تعطیل .

هر جا او هست ، جمعی هست ، شلوغ و بیا و برو . در این کویر خلوت ، سایه ی دهی و صدای پای آدمیزادی را می بیند و می شنود .

/ 0 نظر / 26 بازدید